true
true
true
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر با پیچیدهترین اشکال جنگ ترکیبی و جنگ نرم دشمنان مواجه بوده است، نقش رسانههای داخلی و خبرنگاران بهعنوان خط مقدم تبیین، روشنگری و دفاع شناختی از افکار عمومی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. وقایع مهمی همچون جنگ ۱۲ روزه، آشوبهای سال ۱۴۰۱ و ناآرامیهای اخیر که به بهانه مطالبات اقتصادی و اعتراض بحق بازاریان نسبت به کاهش ارزش پول ملی و نوسانات غیرمنطقی قیمت ارز شکل گرفت، آزمونی جدی برای کارنامه رسانهای کشور محسوب میشود.
true
به گزارش گروه سیاسی ثمره نیوز،بررسیهای میدانی و رصد عملکرد رسانهها نشان میدهد که در مقاطع حساس اخیر، بخش عمده بار تبیین بیانات و مواضع راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی)، عمدتاً بر دوش خبرگزاریهای سراسری و معدودی از روزنامههای ملی قرار داشته و سهم رسانههای استانی، بهویژه در استان تهران و شهرستانهای تابعه بهعنوان پایتخت سیاسی و رسانهای کشور، بهطور معناداری کمرنگ بوده است.
این در حالی است که رهبر انقلاب در بیانات صریح و پدرانه خود، همواره بر تفکیک روشن «اعتراض بحق» از «آشوب سازمانیافته» تأکید داشته و با نگاهی واقعبینانه، ضمن به رسمیت شناختن مطالبات معیشتی مردم، نسبت به سوءاستفاده دشمنان خارجی و برخی عناصر داخلی برای تبدیل اعتراض اجتماعی به ناامنی و بیثباتی هشدار دادهاند. این رویکرد، نیازمند بازتاب گسترده، دقیق و هوشمندانه در رسانههای داخلی بوده است،امری که در برخی مقاطع، آنگونه که انتظار میرفت محقق نشد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، رهبر انقلاب با تبیین ابعاد جنگ نرم، جنگ روایتها و عملیات روانی دشمن، بار دیگر جایگاه رسانهها را بهعنوان سلاح اصلی در این میدان یادآور شدند. با این حال، خلأ تولید محتوای تحلیلی، گزارشهای میدانی و روایتهای اقناعی از سوی برخی رسانههای داخلی، عملاً فضا را برای جولان رسانههای معاند، شبکههای ماهوارهای و بسترهای مجازی وابسته به جریانهای ضدایرانی فراهم کرد.رسانههایی که مأموریت اصلی آنان، تحریف واقعیت، ناامیدسازی مردم و القای دوگانههای کاذب میان نظام و مطالبات مردمی است.
در حوادث سال ۱۴۰۱ نیز، ضعف حضور میدانی و روایتسازی فعال برخی رسانهها، موجب شد تا بخش قابلتوجهی از افکار عمومی، در معرض روایتهای یکسویه و جهتدار قرار گیرد. روایتهایی که با بزرگنمایی اغتشاش و پنهانسازی اعتراض منطقی، تلاش داشتند تصویر نادرستی از جامعه ایرانی و نسبت مردم با نظام اسلامی ارائه دهند. این تجربه نشان داد که هر جا رسانه داخلی عقبنشینی کند، رسانه معاند بیدرنگ جای خالی را پر میکند.

در ناآرامیها و تجمعات اخیر نیز که با محوریت مشکلات اقتصادی، نوسانات ارزی و کاهش قدرت خرید شکل گرفت، بار دیگر همان الگو تکرار شد. در حالی که رهبر معظم انقلاب با صراحت، اعتراض بازاریان را «حرف درست» دانسته و مسئولان را به پاسخگویی و علاج مشکل فراخواندند، همزمان نسبت به حضور عناصر تحریکشده و مزدور دشمن در پشت صحنه آشوبها هشدار دادند. با این وجود، بازتاب رسانهای این تفکیک راهبردی، در سطح برخی رسانهها و فضای مجازی داخلی، متناسب با اهمیت موضوع نبود.
واقعیت آن است که رسانه و خبرنگار امروز، صرفاً ناقل خبر نیست، بلکه بازیگری فعال در میدان جنگ نرم است. کمرنگ شدن حضور رسانههای داخلی در تبیین بیانات راهبردی رهبر انقلاب، بهمعنای واگذاری میدان روایت به دشمن است، میدانی که نتیجه آن، تردیدآفرینی، دوقطبیسازی و تضعیف سرمایه اجتماعی خواهد بود.
از اینرو، بهنظر میرسد بررسی دقیق دلایل این خلأ رسانهای، ضرورتی انکارناپذیر است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونتهای رسانهای، نهادهای ناظر و دستگاههای مرتبط، باید با نگاهی کارشناسی و بهدور از نگاههای سلیقهای، این مسئله را آسیبشناسی کنند، اینکه چرا در بزنگاههای مهم بخشی از رسانههای رسمی کشور، نقش فعال و اثرگذار خود را ایفا نکردهاند و چه موانع ساختاری، مدیریتی یا حمایتی در این مسیر وجود داشته است.
تقویت رسانههای داخلی، حمایت هدفمند از خبرنگاران متعهد، ایجاد امنیت شغلی و حرفهای، و ارتقای سواد جنگ روایتها در تحریریهها، میتواند بخشی از این شکاف را ترمیم کند. بدون تردید، هر اندازه حضور رسانههای داخلی پررنگتر، هوشمندانهتر و میدانیتر باشد، عرصه بر رسانههای معاند و عوامل خودفروخته آنان تنگتر خواهد شد.
در نهایت، تجربه وقایع اخیر بار دیگر این حقیقت را آشکار ساخت که حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی، در عصر جنگ نرم، بدون رسانههای فعال، انقلابی و مسئولیتپذیر ممکن نیست. رسانههایی که با اعتقاد به ولایت فقیه، در تبیین بیانات رهبر معظم انقلاب، نه منفعل، بلکه پیشرو و جریانساز عمل کنند و اجازه ندهند دشمن، از خلأ روایت، پلی برای نفوذ در افکار عمومی بسازد.
انتهای خبر/
حسین رشیدی
true
true
true
true

